#پارت310

#پارت310

نوید کنار در اتاق به دیوار تکیه داده بود ، راهروی بیمارستان خلوت بود !
به محض بیرون آمدن فرشید ، به سمتش هجوم برد و یعقه اش را گرفن و به دیوار چسباندش!

فرشید توقع چنین حرکتی را نداشت برای همین خیلی راحت به دیوار چسبید !!

نوید مشت هایش را روی سینه ی فرشید فشار داد و نزدیک صورتش با عصبانیت گفت:

_گورتو از زندگی عاطفه گم میکنی!
نمیخوام هیچ وقت دیگ دور و وَرش ببینمت...

فرشید خونسرد و با چشمانی بی حال نگاهش میکرد!
اجازه داد نوید خودش را خالی کند ، به هرحال حق داشت ، الان از نظر نوید ، او یک نامردِ پس فطرت بود که فقط و فقط قصدش ضربه زدن به عاطفه بوده است...

نوید:دست از سرش بردار ، من دفعه ی دیگ انقد ملایم باهات برخورد نمیکنم...

فرشید لبخندی زد و آهسته و شمرده و با لحن غمگینی گفت:

_دیگه اگه خودمم بخوام نمیتونم پا پس بکشم! اون همه جوره وسطِ زندگیمه ، نمیتونم قیدشو بزنم...
فقط گذشتمه ک سنگ میندازه جلو پام...

خیره و چشم در چشم نوید این حرف ها را گفت .
دستش را بالا برد و دست های نوید را از یعقه اش جدا کرد .
کمی فاصله گرفت و گفت:

_من بهت حق میدم ک نگرانش باشی!
ولی من واقعا دوسش دارم...

نوید بهت زده ، سرجایش ایستاده بود، توقع نداشت ، فرشید انقدر جسور از دوست داشتنِ عاطفه و علاقه اش حرف بزند ...

فرشید_میدونم که عصبی هستین !
اما باید من این مشکل رو حل کنم.

نوید فقط نگاهش میکرد ،
هنوز هم عصبی بود ...

فرشید با قدم هایی سست و لرزان از بیمارستان بیرون زد.

...
دیدگاه ها (۱)

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت پنج.(اخر) دازای اروم نفسش ر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 55لیویا صداش رو بالا...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

part66. . (smat) اجازه نداد جوابشو بده و بومو دنبال خودش کشی...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 030"""""""""""""""""""""""""""""""...

{محکوم به لمس } part ۱۵ 杂交دختر بهت زده نگاهش کرد فکر میکرد ...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط