از همــ ـه مــتــنــفــرم...

از همــ ـه مــتــنــفــرم...
از پسری که حتی یه بارم به خواهر خودش نگفته گلم اما به یکی که نمیشناسدش میگه خوبی گلم؟؟؟
از دختری که بخاطر یه پسر آشغال تن میفروشه..
از پسری که تو خیابون میاد دست میزنه به دختر مردم..
از این اعتقادای مزخرف..
از دختری که عقلشو به یه پسر احمق میفروشه که پس فردا بش بگه تو یه هرزه ای..
از پسری که گند کاریا خودشو نادیده میگیره و به دختر میگه هرزه!
دیدگاه ها (۲)

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

Dark heart

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 27+مطمئن باش عوضیایی...

[•] عمارت عشق[•] part ②③نگاهی به جمعیت انداخت، خیلی زیاد بود...

My lovely neighbor part : ۷۶

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط