قبل از ایــــــــن که من خواهــــــــــــرت شوم :'(:'(:'(

قبل از ایــــــــن که من خواهــــــــــــرت شوم :'(:'(:'(

تو برادری خودت را اثبات کردی و برادرم شدی!


قبل از این که من به سمــــــت تو بیایم تو سمــــــــت من آمدی!

قبل از این که من راهم را انتــــخاب کنم تو راهـــت را انتخاب کردی!


می بینی همه جا و همـــــــه وقت تو قبل از من همـــــــــه کار کرده ای!

همــــــــه کار کرده ای که من به بی راهـــــــه نروم!


طوری پرواز کـــــــرده ای که اگر تا قیامت هم بگویم خوشا به حالت سیر نمی شوم!


ابراهیـــــــم تنهایم نگذار، در این زمانه گمراهی تنهایـــــــــم نگذار!

تو که برادریت را ثابت کردی دستم را رها نکن!


من هنوز به تو احتیاج دارم تا پابه پای من بیایی و کمکم کنی!

ابراهیـــــــــــم تا دستم را در دست مادرم و مادرت زهـــــــرا (سلام الله علیها)

نگذاشته ای تنهایــــــــم نگذار!
دیدگاه ها (۱)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.15(روایت از زبان ا.ت)ج...

‌ حکایت | انگشتر گمشدهروزی مردی در بازار انگشتری ارزشمند پید...

🔴 داستان کوتاهجوانی با شیخ پیری به سفر رفت. جوان در کنار برک...

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

**(پارت ۱۱ - شروع طوفانیِ جدید: بازیِ شکنجه و خونسردی)**با ص...

پارت ۵۴

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

🍷 شراب قرمزپارت ۳۴ — انتخابسه نفر داخل اتاق نشسته بودند.جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط