#آقا 😍 😍 😍 😍

#آقا 😍 😍 😍 😍
نه فقط خاک گرفته‌ست پر جامه‌ی او
گرد اندوه نشسته ست به عمامه‌ی او
تا در آغوش بگیرد غم این حادثه را
قاصد آورد خودش را،نه فقط نامه‌ او

«نفیسه سادات موسوی»
دیدگاه ها (۱)

اتاقی که وجود نداشت(part3)روزهای بعد، خانه دیگر به اندازه‌ی ...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

برادر ناتنی

My lovely neighbor part : ۸۵

کنار نرده‌های تراس، برگی افتاده بودزرد و غمگین.مثل نامه‌ای ک...

**پارت ۳۱**لوله‌ی سرد و سنگینِ اسلحه روی پوستِ حساسِ شقیقه‌ا...

چند پارتی بازی ممنوع

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

پارت ۴۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط