✍🏻 دلنوشته‌ای از مادر شهید آرمان علی‌وردی به مناسبت اولین

✍🏻 دلنوشته‌ای از مادر شهید آرمان علی‌وردی به مناسبت اولین سالگرد شهید جمهور

آقای رئیسی می‌خواهم کمی با شما حرف بزنم؛ سیّد ابراهیم تو همان روز که در مناظره‌های انتخابات توهین شنیدی و سکوت کردی، شهید شدی... وقتی دولت را با خزانه خالی تحویل گرفتی و نگذاشتی آب توی دل ملت تکان بخورد، شهید شدی... وقتی در سازمان ملل، قرآن خدا را دست گرفتی و از مظلومین دنیا گفتی، فهمیدیم تو زمینی نیستی و شهید می‌شوی... وقتی پشت میز ریاست جمهوری آرام و قرار نداشتی و هر روز سر از کارخانه و خیابانِ استانی در می‌آوردی، فهمیدیم تا آمده‌ای امیرکبیر دیگری باشی برای ایران... فهمیدیم تو شهیدانه زندگی می‌کنی و شهیدانه خواهی رفت و امّا روزی که برای آخرین بار شما را زیارت کردم آن روز را یادتان هست؟ ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر آمده بودی تا از نزدیک به دختران خودتان تبریک بگویید... وقتی نزدیک شما شدم به من گفتید: آرمان جاودانه شد، دعا کنید من هم جاودانه شوم. نمی‌دانم چرا آن روز از حرف‌تان بغضم گرفت، اصلاً باور نمی‌کنم آنقدر زود به آرزویتان که شهادت بود رسیدید، خوشا به سعادت‌تان... حالا دست شما بازتر شده و می‌دانم کنار امام رضا(ع) هستید و هوای کشور امام رضا را خواهید داشت، سفرت بخیر سیّد...

🇮🇷 هدیه به ارواح مطهر شهدای خدمت صلوات

#شهید_جمهور | #آرمان_عزیز
#شهید_آرمان_علی_وردی
--------------
📣 کانال رسمی شهید آرمان علی‌وردی
@shahid_armanaliverdy


🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
دیدگاه ها (۲)

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

سناریو کازوتورا درخواستی

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

هشدار وحشدناک غمگین#تک‌ـ‌پارتی﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋او را زمانی دید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط