{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت60

پارت60
رایان: رستوران همیشگی می بینمتون
من: منو بزار زمین با توم اقای رادمنش
رایان: چی اقای رادمنشی بهت نشون بدم
گذاشت منو رو صندلی درو بست شیشه هاش دودی بود نشست رانندگی کرد
داشتم خفه می شدم دکمه های کتمو باز کردم یه تاپ سفید پوشیده بودم روسریم باز کردم
وای خفه شدم
رایان: رنگ موهاتو عوض کردی
جواب ندادم
رایان: بس جوابمم نمیدی من باید عصبی باشم که گذاشتی بدون هیچ ردی رفتی بعد سه سال برگشتی
من: اره من مقصرم
رایان: بس چی من مقصرم
من: خوشم میاد گردن گیری نداری
رایان: انا
وای قلبم
من: خانم مری
رایان :خانم مری میشه یه لحظه کمکم کنی
خیلی جدی گفت
فهمیدم تیشرتش گیر کرده یه سوزنک صندلی
من: بزن رو ترمز
زد کنار سرپا موندم دستمو دراز کردم تا تیشرت ازادکنم که یهو دستمو کشید نشستم رو پاش
با لبخند نگام می کرد
من: اقای رادمنش این چه کاری که می کنین
رایان: تیشرتمو ازاد کن
رمان از زبان رایان*&*
اخم کرده بود اومد نزدیک تا تیشرت ازاد کنه که لبمو گذاشتم رو لباش می بوسیدمش که سریع رفت عقب
انا:این چه کاری می کنی رایان
سرشو گرفتم اوردم جلو شروع کردم به بوسیدن لباش خیلی تشنه اش بودم بعد سه سال دوباره دیدمش هرچه سعی کرد بره عقب مگه میزاشتم بعد لباشو ول کردم پیشونیم گذاشتم رو پیشونیش
من: جان رایان
تا خواست بره بشینه گاز گرفتم رفتم
انا:تو مگه پلیس نیستی این کار جرمه ها
من: من برای هرکی زیر پای قانون نمی زنم فهمیدی
بزور جلو خنده اشو گرفته بود
کنار گوش گفتم
من: تازه رنگ موهات خیلی قشنگه پرنس چشم ابی
رسیدیم به دم در رستوران سریع رفت نشست روسریشو بست
انا:در باز کن
من: نچ جلو کتت
انا:خوبه
کشیدمش جلو
انا:چیکار می کنی
دکمه هاشو می بستم
من: این جوری بهتره
بعد زیر گردنشو بوسیدم
من: بریم
انا:همین جوری داری ازم سو استفاده می کنیا
خندیدم
دانیال: کجایین شما
انا:از رفیقت به پرس گرگ درنده اس
بعد رفت تو رستوران
دانیال: چیکار کردی رایان
من: عشق
بعد رفتم بالا
رمان از زبان انا*&*
پسره عوضی سو استفاده گر گرگ
وجنان:نه که تو خیلی بدت اومد
من: معلومه
وجنان:بس من بودم که باهاش همراهی می کردم تا گفت جان رایان خر ذوق شدم تا گفت فقدر برای تو زیر قانون میزنم می خواستی جیغ بزنی
من: خفه شوووووو
دانیال: چی می خورین
من: چی داره
دانیال: من انتخاب می کنم
گارسون اومده بود سفارشا بگیره
دانیال: خب شیش تا چله کوبیده بده با مخلفات تمام
امی:چه خبره ما تو هواپیما شام خوردیم
دانیال: امی خانم شما اونجا تنها خوردین با امیر جون که نخوردین
گارسون بزور جلو خودشو گرفت و رفت
گوشیم زنگ خورد
من:. جونم
مایکل :خونه دارین
من: خونه نه مهم نیست هول می مونیم فردا پس فردا برمیگردیم
مایکل:اوکی خدافظ
دانیال: می خواهین برگردین
دنیکا:صد ردصد
دیدگاه ها (۵)

خب امشب پارت داریم چه پارتی اما خودتون انتخاب کنید امشب چندت...

پارت61نهار بدون سرو صدای خوردینمن: من میرم حساب کنمرفتم طرف ...

پارت59دانیال: انا عمو داره می میره تو رو به خاک مادرت قسم بی...

پارت58مردیکه پرو چقدر ادم باید عوضی باشهدانیال: خب پدرشه رای...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

......//برده ی زیبا//.....

پارت 182

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت1ویو اتسلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط