اتفاقات بد پیش میان

اتفاقات بد پیش میان
تا بزرگت کنن
اونقدر که هربار بتونی
خاطرات تلخ تری رو هضم کنی
یک روزی، یک کم سن و سالی
میشینه رو به روت
و بهت میگه: "تو از حالم
از عشقی که بهش دچارم،
هیچ نمیفهی"
و تو با بغض بهش لبخند میزنی.

#امیرعلی_ق
️
دیدگاه ها (۲)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۹منظورش چیه؟ همونجور خیره نگ...

part:4{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

برده عمارت جئون

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

part : 19+ داری چیکار میکنی کورالین ؟* معذرت میخوام خانم ......

My lovely neighbor part : ۷۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط