{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازدهم

پارت یازدهم

با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهههههههه
لونا: جین تو...تو با یونگی دوستی
جین: آره مگه مشکلیه
لونا: ن......نه مشکلی نیست
جیمین: سلام زن داداش
لونا: سلام وایسا ببینم زن داداش دیگه چه سمیه
جیمین: خب هستی دیگه ولش بیاین بریم تونل وحشتتتتت
لونا: دیگه چی من نمیام یونگی
یونگی: ا...آره ما نمیایم
جیمین: هیونگ از لونا می‌ترسی
یونگی: چی نه بابا اون می‌ترسه بره تونل وحشت
لونا: راست میگه تازشم من از اون میترسم بعد تو میگی اون از من می‌ترسه
یونگی: دیدی
لونا: خیلی خب بابا بیا بریم اون اسب رو سوارشیم
یونگی: لونا مگه بچه ای
لونا: یونگییییی
یونگی: باشه بابا چرا داد میزنی
لونا: ایول پس بریم

یه ساعت بعد
یونگی: لونا دیگه چی میخوای سوار.......
لونا داری چیکار می‌کنی
لونا: یونگی ببین چه گربه ی نازی هست
یونگی کنار لونا نشست دستشو انداخت دور گردن لونا
یونگی: آره دارم میبینم
لونا: دستتو بردار ببینم من هنوز قهر هستم
یونگی: چی ولی من عذرخواهی کردم
لونا: من می‌خوام این گربه رو بیارم
یونگی: من اجازه ندادم که
لونا: یونگی ( کیوت )
یونگی: تو که قهر بودی
لونا: کی گفته
یونگی:باشه......
دیدگاه ها (۰)

پارت دوازده یونگی: باشهلونا: ایولللللللللللللللل حالا بیا بر...

پارت سیزده ویو یونگی با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لون...

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

پارت چهارده لونا: چیییییی عمرا من بمیرم هم باید برم مدرسه چر...

پارت ششیونگی: گریه نکن دیگه من که گفتم ببخشید خوشگلملونا: با...

پارت دولونا: نه به خدا یونگی: هوففف فامیل چی فامیلی اینجا دا...

پارت هشت لونا: اون اون مادرم بود اشکام رو پاک کردم و جواب دا...

پارت چهار لونا: یونگی من می‌خوام توی کره جنوبی درس بخونم اگر...

تک پارتی ویو ا.ت امروز به اصرار من با یونگی اومدیم شهربازی ب...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط