رویای بزرگ

رویای بزرگ
#part47

از چند تا پله ی جلوی در بالا رفتم و کنار واستادم تا اول تهیونگ بره تو بعد من پشت سرش برم

-خب چرا باز نمیکنی!

+اما.. من؟

-اره.

دکمه ای کنار در بود رو اروم فشار دادم که در باز شد
و رفتم تو
که یهو جیمین جلوم ظاهر شد

جیمین: این سوک خیلی خوابالویی هااا
میدونی از کی منتظرتیم...

من انقد محو زیبایی ویلا شده بودم که اصن به چیزایی که جیمین میگفت توجه نمیکردم ( عکس ویلا شو میزارم)

که جیمین خنده ای کرد و گفت:
این سوک خانم معروف نیس هواسش کجاست
بیخیال بیا بریم که بچها منتظرن

جیمین منو برد تو یه اتاق که توش صندلی بود مثل سینما🤩

این سوک: واوو تا حالا ندیدم کسی تو خونش سینما داشته باشه...

جیمین: خب ما داریم😁
خب برو یک صندلی انتخاب کن و بشین

این سوک: ... باشه.

جیمین داشت میرفت که گفتم:
راستی،
جونگ کوک خوبه
الان کجاست؟

جیمین:اره خوبه نگرانش نباش.

جیمین رفت و منم تو ردیف دوم رو یکی از صندلی ها نشستم

همینجوری به در و دیوار نگاه میکردم که در باز شد و جونگ کوک اومد تو😐
دیدگاه ها (۱۹)

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

پارت ۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط