وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر

وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر

#پارت_4

نامجون : چیشده؟؟ (با خمیازه)

جونگکوک بدون توجه به حرفش گفت

_بگو دیگهه

+اصن دوست پسرم به تو چه ها؟؟

دیدم چشاش شد کاسه خون.. اومد نزدیک تر که چسبیدم به در ماشین

_ یک‌بار دیگه جرعت داری حرفت و تکرار کنی؟

+نه.. آره.. یعنی نه

نزدیک گوشم پچ زد و اروم و خمار گفت

_حالا مثل یک دختر خوب بهم بگو این چه سگیه؟

+ب... بخدا هم.. همکلاسیمه(مثل خودش اروم)

_اونوقت برای چی میخواست تورو ببینه هوم؟

+ن.. نمیدونم

سرش و فرو کرد تو گرد...

تهیونگ:یا جونگکوکا داری چیکار میکنی

_تهیونگ انتخاب کن یا داد بزنم یا آروم باهاش صحبت کنم

تهیونگ شونه ای بالا انداخت که جونگکوک سرش و کامل فرو کرد تو گردنم انگار داره صحبت میکنه ولی گازای ریزی از گردنم میگرفت
+ج.. جونگکوک که غلطی میکنه

_هیسس بزار آروم شم

با اینکه درد داشت ولی داشتم ذوق میکردم ازین کارش و هیچی نگفتم
سه دقیقه بعد سرش و بلند کرد و زل زد به چشمام
آرومتر شده بود

_دیگه از سر لج من نگو دوست پسر داری باشه؟ نمیخوام قاتل بشم

با چشمای درشت شده نگاش کردم

انگشتش و زد به پیشونیم و گفت

_وزه اینطوری نگا نکن

نگاهم ازش دزدیم

+داداش کی می‌رسیم؟

تهیونگ: نزدیکیم

__________________________

خب اینم از این میدونم یکی پارت کمه ولی این روزا فقط امتحان داریم و حتی انقد مشغولم که ایده ای برای پارت بعد به ذهنم نمیرسه و کم کم پارت میدم
شما هم لطفا حمایت کنین
شرایط:
همه ی پارت هاش 25 لایک
دیدگاه ها (۱)

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

# قولی_که_شکست ###پارت ۸ تهیونگ گفت :_باشه عمه تهیونگ بلند ش...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

گل خونی پارت 57@ نه نیان شما برینجیمین و جونگکوک رفتن سرویس ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

پارت ۱۳ — «نقشه‌ی دستپاچه‌کننده»صبح هنوز کامل شروع نشده بود ...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط