پارت سوم

از زبان لارا
این پسره بدجوری رو اعصابم راه میره حیفه من نیس گیر این افتادم (که یهو صدا زنگ در رو شنیدم و رفتم درو باز کردم که با چهره ی اون یاروعه مواجه شدم)
گوجو: سلام (پر انرژی)
لارا: من که آدرس خونمو ندادم
گوجو: اول سلام و دوم من گوشیتو
لارا: هک کردی
گوجو : آره
لارا: من الان میخوام تورو (جلوی دهنمو گرفتم )
گوجو:منو میخوای چیکار کنی ؟
لارا :هیچی
گوجو: خب حالا هرچی لباساتو جمع کردی ؟
لارا: آره
گوجو : خوبه بیا بریم
لارا : بزار چمدونم رو بردارم بیام
گوجو: من برش میدارم
لارا: باشه اما سنگینه
گوجو: من تورو هم بر میدارم
لارا: منظورت اینه من سنگینم
گوجو: نه اصلا( گند زدی پسر)( رفتم برش داشتم دیدم سنگینه اما تونستم ) تو این چی میذاری
لارا: خب لباس و ....
گوجو:بیا بریم ( رفتیم توی ماشین نشستیم گوجو پشت فرمون بود و کرمش گرفت وسریع میرفت )
لارا: اینا رو من جواب نمیده سعی نکن
گوجو:پس یه کار دیگه ای میکنم که جواب بده (با نیشخند)
لارا: غلط کردم(😥😶)
گوجو: منم شوخی کردم ( با خنده)
لارا:😐
گوجو : رسیدیم
لارا: خب خوبه (با بی حوصلگی )
'گوجو : خسته ای
لارا: دیشب کنسرت داشتم
گوجو: آهان ( لباس هاش توی کنسرت زیادی باز اند)
دیدگاه ها (۰)

پنهان عشق

عشق خیانت انتقام

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

Cruel Love پارت ۹$:می‌خوایم بریم سفر یه هفته ای &:یعنی تو تو...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏+صبح شده بود یادم افتاد قراره امشب با بچه ها بریم بار ا...

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط