من...

من...
عشق را خواب دیده‌ام...
در خورشید باران‌ می‌بارید!
در ابر رنگین‌‌کمان می‌جوشید!
در دریا مهتاب پیدا می‌شد!
و درخت‌ها شکوفه‌ی بوسه می‌دادند!
من...
‌عاشقی را خواب دیده‌ام
که چلچله‌ها دیگر ‌نمی‌رفتند!
که نسیم، همسایه‌ام ‌شده بود!
که خدا هر شب مرا پشت پنجره‌ی اتاقت می‌بُرد...

#حامد_نیازی🌹
دیدگاه ها (۰)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت اول | غریبه‌ی عمارت باران از صبح بی‌وقف...

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

فیک جونگکوک خواب های واقعی

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

شروع فصل دوم..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط