{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#136

#136
صدای موبایلش اومد باز
_ تو جواب سپهر رو بده خودش رو کشت
موبایل رو برداشتم تا وصل کردم گفت
_ کجایید آرشیدا؟ چرا قطعی کردید؟ سالمید ؟
_ آره تو فرعیا در حال دور دوریم
اشکان زد زیره خنده و بلند گفت
_ سپهر این آرشیدا شخصیت بامزش رو اون شب کجا قایم کرده بود؟
از کاراش خندم گرفته بود
تو حساس ترین لحظه شوخی میکرد
_ االن وقت خندیدنه؟ من اینجا دارم از حرص کبود میشم بعد شما با هم میخندین؟ منو بگو نگران کیا شدم
و تق قطع کرد
هاج و واج مونده بودم ناراحت شد؟
_ چی گفت؟
_ از خنده هامون قطع کرد
_ ولش کن کم داره
اووف برگشتم عقب و نگاه کردم
_ اشکان دیگه ماشین دنبالمون نیستا فک کنم گممون کرد
با آیینه ها چک کرد
درست تو آخرین لحظه که داشتیم از اون کوچه بیرون میومدیم پیچید تو کوچه
اه لعنت به این شانس
از بس تند رفته بود و تابیده بودیم حالت تهوع گرفته بودیم
زخم دستامم شدید میسوخت
از کارم واقعا پشیمون شدم
ولی خب چاره ای هم نداشتیم
باالخره تو یه بزرگراه افتادیم
_ فک کنم گممون کردن یه زنگ به سپهر بزن ببین کجا بریم
موبایلش و برداشتم و رمزش رو پرسیدم و زنگ زدم
با اولین بوق جواب داد
چه منتظر بود!
_ الو سپهر؟
_ میشنوم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶یک هفته بعد_ساعت ۳ و ۲۲ دقیقه ظهر_جیمین:داشتم ناهار ام...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۳ پارتچند دقیقه از رفت...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part50ماهم باید آماده بشیم بریم خریدسری تکون ...

چندپارتی تهیونگ

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑مانیا داشت وسایل روی میز رو مرتب می‌کرد...

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

🖤 پارت نوزدهم | گروگانصدای ماشین‌ها نزدیک‌تر می‌شد.جونگکوک د...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعه فصل دومp.7 (روایت از زبان جونگ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط