{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل۳( شب دردناک )

فصل۳( شب دردناک )
پارت ۱۸۲

اسلاید ۲ لباسه ات
اسلاید ۳ جیمین

از پله ها پایین رفت و چندیدن بار دست زد .... این همیشه به معنای " بقیه کجان " برایش بود کمی منتظر ماند تا صدا مادرش را شنید و سمته اشپر‌خونه رفت ... در چهار چوب در ایستاد و منتظر ماندن برای مادرش بود ...
سوجین : وای پرنسس من چقدر خوشگل شده
دختره لبخندی زد و با اشاره دست گفت....
_ ممنون چشمات خوشگل می‌بینن
سوجین: واییییییییییی دخترم چه حرف های خوبی بلده ... جیمین رو بیدار کردی؟
دختره لبخندش محو و به زمین خیره شد چطوری بهش میگفت که اون اذیت اش میکرد ... مادرش دوباره گفت ...
سوجین : باش نرو خودم میرم ولی این حرف ای که گوش نمیکنی کمی دلخورم کرد
سمته در رفت ولی دختره زود دست مادرش را گرفت و بوسی روش گذاشت با لبخند بهش خیره شد
سوجین : تو میری ؟
دختره تند تند سری تکون داد و دست مادرش را رها کرد و سمته پله ها رفت از پله های مارپیچ بالا رفت و با قدم های کوچیک و دخترانه اش به اتاق جیمین رسید دستش را گذاشت رو دست گیره در و نفسی کشید ولی در برخلاف انتظارش در خودش باز شد و دختره جا خورده یک قدم عقب برداشت ... با چهره سرد و خشن پر از نفرت جیمین مواجه شد ....
جیمین: اینجا چیکار میکنی ....
دختره همین جور به زمین خیره بود چجوری باید بهش میگفت که مادرش بهش گفته که اون رو بیدار کنه با دادی که جیمین زد تو جاش لرزید
جیمین : لال زود باش بگو دیگه ...
باز هم این کلمه( لال) بغض گرفت ولی باید بهش میگفت شروع به حرف زدن کرد ولی با اشاره دست ...
_ مادرم گفت که ...
جیمین : نمی‌فهمم چی داری میگی
دختره بغضش را قورت داد و باز هم با اشاره دست ای که در کلاس ها برایش نشان داده بود را انجام می‌داد ولی فقد جیمین بود که متوجه نمیشد ...
_ مادرم ....
جیمین : خفشوو کافیه دیگه سرم رو بردی آدم نفرت‌انگیز
بعد دختره رو هول به سمت راه رو و در را بست
این واقعا حرف های بود که بجز کابوس میشنید با یاد آوری اون اتفاق های که در ست ۵ سالگی برایش ایجاد شد بود ...
دیدگاه ها (۲)

یکی از پزشک ها گفت پادشاه به هیچ وجه نباید بفهمه که اوم دختر...

Last leaves/رمان جیمین

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وششم | راز مادرتاریکی همه‌جا رو گرفت.لانا ...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ویکم 𓆪ات تمام شب به آدرس روی ع...

پارت ۲۰ 🖤پوشه رو باز کردم. چندتا عکس و گزارش داخلش بود؛ همه ...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶ماشین رو نگه داشت، نگاهشو به پسر بقل ...

برادر ناتنی

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

the lost leaves/رمان جیمین

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط