{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱
سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و سوار ماشین شدو حرکت کرد سمته بار

*ویو ا.ت*

دیگه شب شده چرا سونی نمیاد دارم نگرانش میشم، یعنی کیو پیدا کردن که اینجوری سریع رفت بدونه توجه بهم
(بادیگارد های سونگمین اومدم عمارت و همینطور حرف میزدن)(بایدگارد ها: • ؛ /)
•یعنی ارباب اون دخترو دوست داشت؟
؛ شاید، اخه کی برای دوستش اینجوری ادم میکشه
/اره و همینطور الان رفته بار
•اگه ارباب اونو دوست دارن چرا با بانو ا.ت میخوان ازدواج کنن..

جمله های بادیگارد ها مثل تیر توی قلب ا.ت فرو میرفت، یعنی سونگمین اون دخترو دوست داشت؟ پس چرا ا.ت رو گرفت، چرا گفت دوسش داره
الانم رفته بار، اونم تنهایی؟!
(مادر سونگمین =)
=شماها، به اون دختره هرزه نگین بانو
•ولی ارباب گفتن ک...
=نشنیدین چی گفتم؟!
•چشم بانو
رفتن اتاق هاشون

*ویو مادر سونگمین*

حالا که سونگمین نیست میتونم این دختره هرزه رو ادب کنم
از جیبش یه پودر در اورد و سر قوطیش رو باز کرد و ریخت توی پارچ و پارچ آب رو گرفت و یه لیوان رو گذاشت توی سینی و رفت سمته اتاق ا.ت...
#چند_پارتی
#سونگمین
دیدگاه ها (۰)

پس چرا بهم میگین بی احساس... 💔

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۱٠+با ا.تت حرف نمیزنی؟؟🥺-هوم، خب اون بخاطر من...

پارت۲«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» ~چشم ارباب، خب اون یتیمه و فقط یه برادر بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط