P14
P14
_آخه همه جا وقتشون پر بود ای لعنت بهت که واسه استراحت کردنت بابای من تلف شد
+برو بیرون الکی تقصیر من ننداز
_تا بهم پول دیه رو ندی نمیرم
+میگم برو بیرون تا خودم ننداختمت بیرون
_یهو نشست سر جاش و گفت : تا دیه ندی از اینجا جم نمیخورم
+خیله خب باشه باشه برو شماره حساب بده به منشی شب میریزم برات
+چی؟ واقعا؟
_آره فقط برو بیرون
یارو باشه ای گفت و از اتاق رف بیرون
تا درو پشت سرش بستم بی اختیار افتادم زمین هیچ وقت فکرشم نمیکردم همچین اتفاقی بیوفته ولی ولش کن تقصیر من نیست که
بلند شدم و روپوشمو پوشیدم یادم باشه به خانم نوری بگم بره لباسامو از رایان بگیره درو باز کردم و گفتم: خانم نوری بیمار رو بفرستین داخل هر موقع هم که کار واجب نداشتین برید به اقای آراد بگید لباسای منو بده
_چشم
درو بستم و رفتم سرجام نشستم که یه خانم تقریبا همسن خودم اومد داخل
لینک ناشناسمون 📕.
حرفی، نظری، انتقادی چیزی داشتید در خدمتم 🌱(:
https://harfeto.timefriend.net/16905706766192
_آخه همه جا وقتشون پر بود ای لعنت بهت که واسه استراحت کردنت بابای من تلف شد
+برو بیرون الکی تقصیر من ننداز
_تا بهم پول دیه رو ندی نمیرم
+میگم برو بیرون تا خودم ننداختمت بیرون
_یهو نشست سر جاش و گفت : تا دیه ندی از اینجا جم نمیخورم
+خیله خب باشه باشه برو شماره حساب بده به منشی شب میریزم برات
+چی؟ واقعا؟
_آره فقط برو بیرون
یارو باشه ای گفت و از اتاق رف بیرون
تا درو پشت سرش بستم بی اختیار افتادم زمین هیچ وقت فکرشم نمیکردم همچین اتفاقی بیوفته ولی ولش کن تقصیر من نیست که
بلند شدم و روپوشمو پوشیدم یادم باشه به خانم نوری بگم بره لباسامو از رایان بگیره درو باز کردم و گفتم: خانم نوری بیمار رو بفرستین داخل هر موقع هم که کار واجب نداشتین برید به اقای آراد بگید لباسای منو بده
_چشم
درو بستم و رفتم سرجام نشستم که یه خانم تقریبا همسن خودم اومد داخل
لینک ناشناسمون 📕.
حرفی، نظری، انتقادی چیزی داشتید در خدمتم 🌱(:
https://harfeto.timefriend.net/16905706766192
- ۲.۶k
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط