فیک تهیونگ(آخرین دیدار) p8

نامجون: کمپانی گفت مدیر برنامش بهمون زنگ میزنه خبر میده کی همو میبینیم واسه نوشتن متن آهنگ
تهیونگ: این عالیه خب؟
جونگ کوک: خب😒😑
تهیونگ: ببند
از زبان ا.ت
خواب بودم اصلا هم حالم خوب نبود که مدیر برنامم بهم زنگ زد و گفت
•خانم خسته نباشید من زنگ زدم و به کمپانی هایب گفتم که شما درخواست شون رو واسه همکاری قبول کردین
+ یادم نمیاد که همچین کاری کرده باشم
و گوشیو قطع کردم نمیدونم چرا ولی واقعا دوست داشتم باهاشون همکاری کنم بیخیال اصلا کلا یه روز واسه ضبط اهنگ میرم و تموم که دوباره گوشی لامصب زنگ زد دوباره مدیر برنامم بود شت چی میگه ایننننن
+الو
•سلام خسته نباشید
+چیشده باززززز
•هیچی فقط من به بی تی اس زنگ زدم و گفتم فردا واسه نوشتن اهنگ شما به خونشون میرید
+تو روحت( تیکه کلام منننن )
•بله؟
+هیچی خدافظ
•خدانگهدار
از دست این فکر کنم تا آخر این هفته باید یکی رو جای این بیارم خداااا
دیدگاه ها (۱)

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

پارت 3

چیشد که کاوریست شدم

پارت پنج

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

سرنوشت پارت(۱۱)

رفتار سرد

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط