{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p26

ته:ایش
ب:باشه دیگه بسه کوک ته رو ببر رو مبل بزار
ته:چی چی نه نههههه
کوک:....
ته:
کوک من رو بلند کرد و گذاشت رو مبل خدایا چقدر قدرتمنده منی که خیلی سنگینم رو ...چطوری میتونه بلند کنه اخه
ب:(لبخند)
ته،کوک:چیه
ب:هیچ ...میرم برات سوپ درست کنم و چای فقط....میشه به بابا..
ته:نمیگم
ب:ههه مرسییییی
ب:
رفتم اشپز خونه با یه دست چطوری بپزم؟
هرچی‌باید بپزم شروع کردم پختن سوپ چای زودتر دم‌شد بردم پیش ته گفتم بخوره
سوپ هم که حاظر شد دادم بهش وقتی داشتم میرفتم اشپز خونه داد ته بلند شد
یا خدا چیشد
ته:
بندایا برام چای اورد خوردم یک ساعت بود که کوک پیشم بود فقط نگام میکرد ....بعدش برام‌سوپ اورد داشتم میخوردم که ندونسته سوم رو ریختم تو پیرهنم
نمیتونستم کاری بکنم که بندایا پیرهنم رو در اورد
ب:
وقتی وضعش رو دیدم پیرهنش رو از تنش در اوردم و کوک برام کرم‌داد داشتم میزدم‌ که نگاهاش رو حس میکردم شاید کار غلطی میکنم چرا باید الانیش دوست پسر خواهرم باشم؟(بغض)
ته:
بندایا واقعا خیلی خوشگله مثل ملکه
من ...دوسش دارم اههعع(سرش رو روی مبل میزاره)
اینطوری پیش بره نقشه باید عوض شه
ب:باشه دیگه‌تمومه عهههه غذاااااااااا
ب:خدا مرگم بدهههههه
کوک،ته:خندههههه
ب:زهرماااارررر
ب:عه نسوخته ههههه(خنده)
بقیش رو‌میزارم)
دیدگاه ها (۰)

پارت۷|بازی بدون بازگشت فک نکنید بخاطر شرط گذاشتم چند روز شای...

پری کوچولوی من پارت ۳ته: اوهوم بعدم بیا کلا همه چیزو واسم تع...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

شاگرد لوس من

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.14سویون:لعنتی*گریه...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

ضیافت مخصوص برای پرنسس بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط