معشوقه ی من! پارت ۱
خون جلو چشمم رو گرفته بود
از دیشب داشتم گریه میکردم
نه دختر ! او اون عوضی! کاری بهش نداشته باش
بهش فکر نکن اون دوستت نداره
اون رفت دیگه هم برنمیگرده پس بهش کاری نداشته باش
فلش بک دیروز
علامت جیمین_
علامت ات+
علامت رزی×
+زنگ تفریح بود و با ماریا اومدیم بیرون داشتم دنبال جیمین میگشتم که دیدم
با یکی از همکلاسیم نشسته و میخنده!
او اون رزیه !
احساس کردم دارم توهم میزنم یه سیلی به خودم زدم دیدم نه خیر واقعیه!
نزدیکشون شدم و با صدای بلند به جیمین گفتم عوضی چرا با رزی گرم گرفتی؟(داد)
× عوضیخودتی بیشعور جیمین این چی میگه!
_ات دیگه وقتشه که کات کنیم ! من رزی رو دوست دارم میخوام قلبم مال اون شه
+ اما جی جیمین توی عوضیگستاخ ( خودتی دختره احمق) بهم قول داده بودی تا آخر پیشم بمونی( با داد و گریه)
_ اما دیگه حرفام رو پس میگیرم من دیگه دوستت ندارم.
پایان فلش بک دیروز
به دوستم ماریا زنگ زدم که بیاد پیشم و آرومم کنه
مکالمه ات و ماریا ( ات _) ( ماریا+)
+هایی هانی خوبی؟
_سلام ماریا نه اصلا خوب نیستم میشه بیایی پیشم؟
+باشه حالا گریه نکن باشه! الان زود خودمو میرسونم..
پنج مین بعد..
دینگ دینگ ( صدای در )
_با بی حالی رفتم درو باز کردم و ماریا اومد تو رفت رو مبل نشست و تا خواست حرف بزنه پریدم بغلش و با صدای بلند گریه کردم
+ عزیزم ! به خاطر اتفاق دیروزه نه ؟
_ا ااارههه ( با گریه)
+ به خاطر اون عوضی گریه نکن باشه هانی من؟
اصلا خودم دوست پسرت میشم خوب شد؟
_اما تو دختری!
+ خب..
هیچی با خاک یکسان شدم..
_ با این حرف ماریا یکم آروم شدم و شروع کردم به خندیدن.
قرار بود شب هم ماریا پیشم باشه چون میترسید بلایی سر خودم بیارم
+امشب رو پیش ات میمونم تا نکنه بلایی سر خودش بیاره و تا ساعت چهار صبح نخوابیدیم و فقط گیم زدیم
_ صبح که بلند شدم دیدم...
خب خوب بود؟
شرط برای پارت بعد= ۲۰ لایک. ۵ کامنت
از دیشب داشتم گریه میکردم
نه دختر ! او اون عوضی! کاری بهش نداشته باش
بهش فکر نکن اون دوستت نداره
اون رفت دیگه هم برنمیگرده پس بهش کاری نداشته باش
فلش بک دیروز
علامت جیمین_
علامت ات+
علامت رزی×
+زنگ تفریح بود و با ماریا اومدیم بیرون داشتم دنبال جیمین میگشتم که دیدم
با یکی از همکلاسیم نشسته و میخنده!
او اون رزیه !
احساس کردم دارم توهم میزنم یه سیلی به خودم زدم دیدم نه خیر واقعیه!
نزدیکشون شدم و با صدای بلند به جیمین گفتم عوضی چرا با رزی گرم گرفتی؟(داد)
× عوضیخودتی بیشعور جیمین این چی میگه!
_ات دیگه وقتشه که کات کنیم ! من رزی رو دوست دارم میخوام قلبم مال اون شه
+ اما جی جیمین توی عوضیگستاخ ( خودتی دختره احمق) بهم قول داده بودی تا آخر پیشم بمونی( با داد و گریه)
_ اما دیگه حرفام رو پس میگیرم من دیگه دوستت ندارم.
پایان فلش بک دیروز
به دوستم ماریا زنگ زدم که بیاد پیشم و آرومم کنه
مکالمه ات و ماریا ( ات _) ( ماریا+)
+هایی هانی خوبی؟
_سلام ماریا نه اصلا خوب نیستم میشه بیایی پیشم؟
+باشه حالا گریه نکن باشه! الان زود خودمو میرسونم..
پنج مین بعد..
دینگ دینگ ( صدای در )
_با بی حالی رفتم درو باز کردم و ماریا اومد تو رفت رو مبل نشست و تا خواست حرف بزنه پریدم بغلش و با صدای بلند گریه کردم
+ عزیزم ! به خاطر اتفاق دیروزه نه ؟
_ا ااارههه ( با گریه)
+ به خاطر اون عوضی گریه نکن باشه هانی من؟
اصلا خودم دوست پسرت میشم خوب شد؟
_اما تو دختری!
+ خب..
هیچی با خاک یکسان شدم..
_ با این حرف ماریا یکم آروم شدم و شروع کردم به خندیدن.
قرار بود شب هم ماریا پیشم باشه چون میترسید بلایی سر خودم بیارم
+امشب رو پیش ات میمونم تا نکنه بلایی سر خودش بیاره و تا ساعت چهار صبح نخوابیدیم و فقط گیم زدیم
_ صبح که بلند شدم دیدم...
خب خوب بود؟
شرط برای پارت بعد= ۲۰ لایک. ۵ کامنت
- ۸.۲k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط