خنده هاشان

خنده هاشان
خاڪی بــود...
گریه هاشان
آسمـــــانے...
بےریا و خاڪے
ڪہ باشـــــی ،
آسمــــــــانےها
خـاطرخواهت مےشونـد ...

#جمع_شهیدانمان_آرزوست
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.17کوک:من خیلی احمق بودم..متاسفم*گر...

اجبار به بدبختی پارت ۴۳

پارت دوم._*بیگناهان*_

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

The Unvanted roommate________________________ویو پارک یورین ...

free from the court (p9)

تکپارتی جونگ کوک

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط