خارج از چارچوب

خارج از چارچوب
Part 4
_ آقای ویلیام وینچر، ایالت میشیگان ، آمریکا ، دانشگاه هاروارد
_ بله
_ خانم کارولینا وایت ، بریتانیا ، دانشگاه اپستون...
..ببخشید خانم کارولینا ؟
_ اوه ، بله اینجام
_ خانم آلا ویکتوری ، روسیه ، دانشگاه سورن
_ بله
_ خب، اینم از آخری.. ، چی..؟ پس رزومه و تحصیلاتش کو ؟! ( یه بی سرو پای دیگه، فقط اینو کم داشتیم )
خب آقای .. اوسامو دازای..
( بدون تحصیلات عالی و سابقه تحصیلی واقعا که !)

_ هان؟ چی ؟ با من بودین بله ! حاضر ! من اینجام!
( خدای من این از کجا پیداش شد !؟)
_ خب این بخش ، بخش تولید و ساخت هست که در اون .......
____
بعد از کلی معرفی نامه و بخش بندی و گروه سازی کلاس ها و.... به اصطلاح خودشون به آزادی میرسن ،
دانشجو ها هم به اتاق جلسه میرن ، و دیگر وقت جیم زدن میرسد ،
چویا به وایولت زنگ میزند تا ماشینش را جلوی در پشتی بیاورد و دانشگاه را بپیچانند،
تا آغاز سخنرانی پدرش صبر میکند، به محض اینکه استاد ناکاهارا او را میبیند و از حضورش مطمئن می شود شروع به سخنرانی برای فارغ التحصیل ها و ورودی های جدید میکند ، چویا هم که میدانست پدرش حداقل ۲ ساعتی مشغول است یواشکی از داخل جمع بیرون می آید، و از در اصلی خارج میشود ، آرام و بی صدا به سمت در پشتی حرکت میکند و همزمان پشت سرش را نگاه میکند تا از اینکه کسی او را ندیده مطمئن شود که ناگهان سرش ..شتلق .. با چیز سختی برخورد میکند...
دیدگاه ها (۰)

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی⁶_شاید اگه زودتر برمی‌گشتی، حالا...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

انتقام یا عشق

Custom bride part : 13

مهمونی خطرناکپارت=29ویو جونگ کوکگوشیم رو توی دستم چرخوندم و ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

تکپارتی : کدهای قلب منهوای بارونی سئول شیشه‌های کافه رو تار ...

پرنسس ناخواسته

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۵چهره لیویا حالا نا...

عشق بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط