{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیری برای جمعی سخن میراند.

پیری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید!
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید!
دیدگاه ها (۶)

ابلیس

پارت دو

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

KIM V

پیری برای جمعی سخن میراند،لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

حکایت افسوس های تکراری: پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفه ...

پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفه ای برای حضار تعریف کرد، همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط