{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای بدست هر چیزی باید تلاش کرد

برای بدست هر چیزی باید تلاش کرد

پیری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید....

دیدگاه ها (۱)

تو رو کجا گمِت کردم بگو کجای این قصهکه حتی جوهر شعرم همینو ا...

من خاطره می گریم                      در بستر تنهاییمی گریم ...

...........« تـــرانــه سکــوت »...........پیش از آنکه واپسی...

.......«عشق  نیازمند رهایی است نه تصاحب»........♥•▬▬▬▬▬ ღೋƸ̵...

پيری برای جمعی سخن میراند... لطيفه ای برای حضار تعریف کرد هم...

پیری برای جمعی سخن میراند،لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

پیری برای جمعی سخن میراند.لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

پیری برای جمعی سخن میراند.لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند...

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.بعد از ل...

حکایت افسوس های تکراری: پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفه ...

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

💞 🍃 💞 🍃 💞 فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط