ch4oh
۱۰۶
پسند
کودکی سمتم آمد و گفت:
کودکی سمتم آمد و گفت:
- آقا آقا چسب زخم نمیخواین؟
ارزون میفروشما....
لبخند زدم و گفتم :
تمام چسب زخمهایت را هم بخرم نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای تو.!!!
کودک نگاهم کرد و گفت:
- پول نداری گوه فلسفی نخور!!!!!!
دانلود
۱.۴k
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (
۳
)
رمان عشق ممنوع
˚୨୧⋆د؏ـوﺕﻧﺎﻣـهی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۲ پارتصبح روز بعد، وقت...
like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبهروم نشسته بود و...
برده عمارت جئون
✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...
آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...
رمان اسیر خان پارت سیزدهم ۱۳
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو میزنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...
Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...
Enemys Embrsce [ part ۳۵ ]
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین