{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

A Shadow Named You

A Shadow Named You

سایه‌ای به نام تو

P.14

(روایت از زبان ا.ت)

برای چند ثانیه، هیچ‌کس چیزی نگفت.

نگاه مهمون‌ها بین من و جونگ‌کوک می‌چرخید. صدای پچ‌پچ آرومی توی سالن پیچیده بود.

اما من فقط به جونگ‌کوک نگاه می‌کردم.

لبخندش کاملاً محو شده بود. فکش رو محکم روی هم فشار می‌داد و انگشت‌هاش دور دسته‌ی صندلی کنارش جمع شده بودن.

انگار باورش نمی‌شد که واقعاً جواب منفی داده باشم.

آروم به سمتم برگشت.

- چی گفتی؟

+ فکر کنم واضح گفتم.

چند لحظه خیره نگاهم کرد. بعد با صدایی پایین گفت:

- داری با من بازی می‌کنی؟

+ نه. برای اولین بار دارم برای خودم تصمیم می‌گیرم.

نگاهش سردتر شد.

این بار چیزی نگفت. فقط از جاش بلند شد و رو به مردی که مراسم رو اجرا می‌کرد، گفت:

- مراسم رو متوقف کنید.

بعد دوباره نگاهم کرد.

و من برای اولین بار، چیزی شبیه خشم واقعی رو پشت اون چشم‌های سیاهش دیدم.

ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۲)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.22 (روایت از زبان ا.ت)...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁶ویو: ویکتورچند لحظه ساکت شدم.بعد...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط