{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها سردم

این روزها سردم
مثل دی...
مثل بهمن...
مثل اسفند...
مثل زمستان...
احساسم یخ زده...
آرزوهایم قندیل بسته
امیدم زیر بهمن سرد احساساتم دفن شده
نه به آمدنی دلخوشم و نه از رفتنی غمگین
این روزها پر از سکوتم...
سکوت!!!
دیدگاه ها (۵)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

p7

برادر ناتنی

چند پارتی بازی ممنوع

از دشمنان تا عاشقان

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

شاهکاری به نام دروغ

ادامه‌ی پارت ۱۷ (بازی واکس)نیمه‌های شب بود. سکوت راهروی سنگی...

ادامه ی رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط