وقتی تو......(درخواستی)

پارت اول




دیگه نمیتونستی دیگه نه این تشنگی دیگه تموم صبرت رو لبریز کرده بود
جنازه گربه خونش رو کامل مکیده بودی رو توی سطل اشغال انداختی و از اون کوچه تاریک بیرون اومدی و سوار ماشینت شدی و به سمت خونه راه افتادی.
اره درسته،تو یه خون‌آشام بودی که الان به خاطر اینکه با یه انسان ازدواج کردی خیلی وقته که خون هیچ آدمی رو نخوردی و به جاش از خون حیوونا تغذیه میکردی .اما الان دیگه نمیتونستی هرچقدر هم که خون حیوونا رو میخوردی بازم نمیتونست جای خون انسان رو پر کنه.
عطشت هر لحظه بیشتر میشد و دیگه دیوونه شده بودی نمی‌دونستی چیکار کنی که تلفنت زنگ خورد به صفحه نمایش گوشی نگاه کردی و کلمه چاگیا(هان) رو روش دیدی و لعنتی زیر لب فرستادی و سعی کردی لرزش صدات رو مخفی


مکالمه


ا/ت:سلام چاگیا تو راهم پنج دقیقه دیگه میرسم
هان:اوکی بیبی منم غذا رو سفارش دادم و الان آوردن زودباش که سرد میشه
باشه گفتی و تلفن‌ رو قطع کردی و نفس عمیقی کشیدی،هان میدونست که خون‌آشامی چون قبلاً تورو دید که داشتی خون یه ادمو میخوردی و همونجا بود که عهد بستی که دیگه از خون حیوونا تغذیه ولی نمی‌دونستی چطور به هان بگی که انقد تشنه هستی و دیگه نمیتونی از خون تغذیه بنوشیی
به در خونه رسیدی ماشین رو پارک کردی و وارد خونه شدی وسعی کردی خودتو خونسر نشون بدی تا هان متوجه نشه
ا/ت:هی سلام چاگیا من اومدم
هان سمتت اومد و بغلت کرد
هان:خوش اومدی چاگی برو لباست رو عوض کن...هی چرا قلبت داره انقد تند میزنه؟اتفاقی افتاده ؟
به چشمای هان نگاه کردی و با صورتی که حالت شکاکی به خودش گرفته روبه روبه شدی و این ضربان قلبت رو بالاتر برد
ا/ت:هانااا معلوم نیست ؟من هروقت تورو میبینم قلبم تند میزنه(لبخند)
هان:خیله خب ،خیله خب بجنب لباسات رو عوض کن و بیا(خنده)
با همون لبخند ساختگی به سمت اتاق مشترک خودتو و هان رفتی و درو پشت سرت بستی و اولین چیزی که توی اتاق نظرت رو جلب کرد پارچ و لیوان اب روی میز کنار تخت بود......




دوستون دارم کیم لارا ✨




#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
دیدگاه ها (۷)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو خط قرمز پارت ۳

#هان #چند پارتی ۲ویو هان :در رو باز کردی وارد خونه شدی داشتی...

میبخشی پارت ۳

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط