دست روی دست

دست روی دست
گذاشته بودند
نظاره گران این حادثه
خواب ماند
رگ غیرت
حیران بود
"دلم"
راستی:
کدامین نگاه به بدرقه ات
امده بود
ان روز که از
چشمانم میرفتی
دیدگاه ها (۱)

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیست‌ویکم 𓆪ات چند ثانیه به پاکت خیره م...

چنان که زندگی روی خوش نشون نداد تصمیم گرفتم که دیگر با روی خ...

‌ ‌ ﮲ 📜 ‌‌٬ ‌تو را که دیدم؛ عاشق روزهای افتابی شدم،و منی که ...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

چند روز از آن شب گذشته بود.ات و تهیونگ بالاخره با هم حرف می‌...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۴| پیام صبحگاهی م...

درخواستی بانو ( https://wisgoon.com/989309_7483)خب خب بریمفن...

دو پارتی از هیسونگپارت اول «هیسونگ، گوشیمو بده!»ات وسط اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط