{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part14

(فلش بک به چند ساعت قبل)
ویو جین
داشتم می رفتم سمت انبار که از کیسه های خون یکم خون بخورم که صدای نامجون و آقای کانگ از اتاق فرماندهی شنیدم
داشتن راجب جنگی با گرگینه ها در پیش حرف می زدن بعد از شنیدن تمام حرف هاشون به سمت اتاق ام رفتم بعد از کلی فکر تصمیم گرفتم می رم دنبال تهیونگ اگه تو هر کجایی از جنگل نباشه فقط یه جا می تونه رفته باشه و اونم تو شهر باید راهی پیدام کنم که بدون اینکه نگهبان ها من ببین و کسی پیدام کنه فرار کنم آماده شدم که برم لباس هام عوض کردم که کسی نشناسم اما قبل از رفتن بهتر ببینم نامجون هنوز خوابه یا نه
وقتی در آروم باز کردم از لای در دیدم اون خوابیده الان بهترین فرصت در آروم بستم
و آماده شدم الان وقتشه از همون راه مخفی که تو از بچه گی از قصر فرار می کردیم رفتم
از قصر خارج شدم وسط های راه بودم که یه صدایی به گوشم رسید صدا از طرف قبرستان می یومد که از ته یه گودال بود انگار کمک می خواست رفتم جلوتر که دیدم یه دختر بود
کمکش کردم از گودال آوردم اش بیرون
₩ممنون
♧خواهش میکنم
بعد به جعبه ای که تو دستش بود نگاه کردم انگار من این علامت جعبه رو یه جا دیدم
♧یه لحظه وا یسا نکنه تو
دیدگاه ها (۱)

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

سرنوشت(ویو من)اون شب اصلاً نتونستم بخوابم...هر بار چشمامو می...

عشق خیانت انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط