{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست    تو   جانا   گله  دارد دل زارم

از دست    تو   جانا   گله  دارد دل زارم
دلتنگ    نگاهت   شدم   ،  آرام     ندارم

بی روی تو چون برگ خزان دیده ی زردم
شبنم   زده بر دیده   و   بازیچه ی  دردم

رفتی   و   ندارم   ز  تو یک نام و نشانی
در   راه   وصال   تو   هدر  رفته جوانی

ترسم   که  شوی   بلبل   باغ  دل  دیگر
یا شمع شب افروز شب و  محفل  دیگر

از داغ فراغت شده این سینه   شرر  بار
دردانه ی من ، دست از این فاصله بردار

خستم   به   خدا   زین  همه تکرار گلایه
غمهای تو در پشت  سرم سایه به   سایه.....
دیدگاه ها (۱)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

رقیه بنت الحسین

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

ویو ات:بعد از اینکه جونگ‌کوک از اتاق رفت، با اینکه گرسنه بود...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

p9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط