{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو جانا گله دارد ...

از دست تو جانا گله دارد دل زارم
دلتنگ نگاهت شدم ، آرام ندارم
بی روی تو چون برگ خزان دیده ی زردم
شبنم زده بر دیده و بازیچه ی دردم
رفتی و ندارم ز تو یک نام و نشانی
در راه وصال تو هدر رفته جوانی
ترسم که شوی بلبل باغ دل دیگر
یا شمع شب افروز شب و محفل دیگر
از داغ فراغت شده این سینه شرر بار
دردانه ی من ، دست از این فاصله بردار
خستم به خدا زین همه تکرار گلایه
غمهای تو در پشت سرم سایه به سایه
دیدگاه ها (۴۲)

سخت است وصفِ رویت امّا، می نویسموقتی شدم سیر از تماشا،... می...

کسی کنار فکر من ، عبور می‌کند فقطو این کتاب بسته را مرور می‌...

در نبودت می خراشد روحــم از ناراحتیبـر سرم کی گسترانی سایه ا...

نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأمبمانی و بروی باز هم برای توأم...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

این پارت گزارش شده بود برای پیدا کردن پارت یک و سه یذره برید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط