{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو جانا گله دارد دل زارم

از دست تو جانا گله دارد دل زارم
دلتنگ نگاهت شدم ، آرام ندارم
بی روی تو چون برگ خزان دیده ی زردم
شبنم زده بر دیده و بازیچه ی دردم
رفتی و ندارم ز تو یک نام و نشانی
در راه وصال تو هدر رفته جوانی
ترسم که شوی بلبل باغ دل دیگر
یا شمع شب افروز شب و محفل دیگر
از داغ فراغت شده این سینه شرر بار
دردانه ی من ، دست از این فاصله بردار
خستم به خدا زین همه تکرار گلایه
غمهای تو در پشت سرم سایه به سایه
دیدگاه ها (۴۲)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

p9

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت شش

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_16فصل هشتم | فق...

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

قاب احساس. پارت ۱

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط