قرارمون‌باشه‌یه‌عصرِبارون‌خورده‌ی‌ِپاییزی،

قرارمون‌باشه‌یه‌عصرِبارون‌خورده‌ی‌ِپاییزی،
یه‌پیاده‌روی‌خلوت...
که دستمو بگیری و تا بیام بگم خسته شدم،
بگی یه کم دیگه‌م قدم بزنیم
که طبقِ معمولِ پاییز
که آدم سردرنمیاره چی بپوشه،
لباس گرم نپوشم و یهو باد شه یخ کنم
و بگی بدوییم گرمت شه تا برسیم به
اولین کافه و بریم بشینیم قهوه با
طعم لبخند و نگاه بخوریم
قرارمون‌باشه‌پاییز
اونجا که هوهوی باد صدامونو
تو خودش گم میکنه و
جوری همو بغل میکنیم
باد نتونه از بینمون رد شه و
من جوری که نفسام بخوره به گردنت،
زیرِ گوشت بگم:
دیدی ما رسمِ پاییزو عوض کردیم؟
دیدی پاییز فصلِ اومدنه نه رفتن؟
آخه منی که به این دنیاام تو پاییز اومدم،
از دنیای کی تو پاییز دل بکنم برم؟
پاییز فصل اومدنه نه رفتن.
اینو از هوای عاشقانه‌ی هر عصرش و
عکسای نارنجیِ دونفره‌شم میفهمن همه و خودشونو میزنن به اون راه...
پس‌قرارمون‌شدپاییزباشه؟|ꯁ

¹2آبٱنِ¹⁴⁰⁰-🧡🍂
¹⁷: ³⁵
دیدگاه ها (۱)

پارت جدید

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۷: شاخ‌به‌شاخ با پادشاهباد ساحل داشت موها...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

ادامه پارت ۲ .ادامه .....دینگ دینگ .....ا.ت‌ در رو باز کرد ....

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط