برای فراموشی آدم های رفته ی زندگیمون کارهای زیادی کردیم:

برای فراموشی آدم های رفته ی زندگیمون کارهای زیادی کردیم:
مثلا میری خیابون قدم بزنی
همین که حواست از گذشته
و آدم بی معرفته پرت شد
دقیقا به مغازه ای برخورد میکنی
که اسمش شبیهشه...
یا اینکه به آدمی برخورد میکنی
باهمون تیپ و همون مدل لباس فقط آدمه اون آدم ما نیست،
یااصلا اینا همه به کنار
وارد فضای مجازی میشی
که نه آدمیو ببینی نه اِسمیو نه...
یکی یکی کانال های تلگرامتو که باز میکنی
انقد از آدم های رفته ی زندگیشون شعر ومتن نوشتن
که بدتر یاده آدم میاد
آدم شعر بخونه راجب چشمهاش، خندیدانش،
دوست دارم هاش ،
وای دوست دارم هاش...
میشه بهش فکر نکرد
ببین من میخوام فراموشت کنم
ولی نمیشه
ولی نمیزارن
دیدگاه ها (۲)

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

قسمت ۹ چند هفته‌ای از اون ماجرا گذشت. رابطه بین جونگ‌کوک و «...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

پارت ۱پدر شوگا که صاحب یک شرکت کیف و کفش بود بخاطر بی کیفیت ...

My lovely neighbor part : 89

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

Custom bride part : 19

پارت بعدی 🎀***شب شده بود و همه دوباره توی پذیرایی جمع شده بو...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط