پارت ۱

پارت ۱

پارت ۱

پدر شوگا که صاحب یک شرکت کیف و کفش بود بخاطر بی کیفیت بودن محصولاتش شرکت اش داشت ورشکست میشد و مدام اعصاب اش خورد بود.
ویو شوگا
مرتیکه ابلح خب به من چه سر من داد میزنه مگه من گفتم کفشات بی کیفیت و چرند باشن چلغوز چطور جرات می‌کنه سر من داد بزنه حیف پدرمه وگرنه میدادم سگا بخورنت.
همینطور تو خیابون راه می‌رفت و سرش و انداخته بود پایین و غر میزد که یهو خورد به یکی وقتی سرش آورد بالا یک پسر بچه بانمک گوگولی دید زول زده بود بهش تا اینکه خودشو جمع کرد و گفت...
شوگا: هوی بچه کوری من به این گندگی نمیبینی
-تو سرت و انداخته بودی پایین با خودت کل کل میکردی به من چه
شوگا: بی ادب چطور جرات میکنی با من اینطوری حرف بزنی میدونی اصلا من کیم تو او هدفون و از تو گوشات دریار دودقه تا متوجه روبه روت بشی
-خودت بی ادبی بلد نیستی چه شکلی عین آدم حرف بزنی هر خری باشی به من چه من مثل تو علاف نیستم برو کنار کار دارم
بعد از کنار شوگا رد شد و رفت.
ویو شوگا
این بچه الان چی گفت به من گفت خر به مننن دوباره ببینمت مثل بابام میدمت به سگا جوجه
ویو پدر جیمین
اومممم شنیدم شرکت آقای مین داره ورشکست میشه شاید بتونم در عضای خلاص شدن از دست این پسره ی خیره سر سهام شرکت اش رو بخرم و باهاش قرار داد همکاری ببندم.
درسته پدر جیمین ازش متنفر بود چون خیلی معروف بود و نمی‌خواست اسمش خراب شه جیمین و پیش خودش نگه داشته بود
پدر جیمین ازش متنفر بود چون امگا بود خب اشکال اش چیه؟
پدرش فقط دوست داشت پسرش یه آلفا باشه تا تو کار هاش کمک اش کنه و دست راستش باشه
ولی حیف بعضی آدم ها خیلی خود خواه ان.......ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی درخواستی

P2 پسری که ازم متنفر بود ویو راوی : روی میز نشسته بود و پاها...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جیه...

رفتار سرد

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

پارت ۱۶ویو صبح ...ویو ات..............................از خوا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³²ویو میکا_____چند دقیقه...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

چند پارتی (درخواستی)

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط