عشق ناگهانی

Sudden Luv
part ۴🧋🫧
𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛𖤛

مامان:هعی ..خب ببینیم چی میشه...
.
.
بورا:واااای خدایا شب تولد هم ولمون نمیکنن
بورام:همینو بگو
بورا:سیب زمینی پخته تو این زندگی

ویو تهیونگ
بابا یه امشبو ول کن دیگه
هایون(بابای نام و ته ته) :نه خیر .انقد لی لی به لالات گزاشتم خیلی رو در آوردی
تهیونگ:عه بابااا!؟
نامجون:بابا لطفا این قضیه رو بزار کنار
هایون:نه پسرم.(خدایی فرق گزاشتن رو متوجه شدین یا بیشتر توضیح بدم😂)میشه این دفعه به حرف من گوش بدین..لطفا!
هرچی شما تا به حال خواستید رو براتون آماده کردم‌.یه بار گوش کنین دیگه
پسرا:اَی بابا چه گیری افتادیم
(نویسنده:حالا اگه من بودم بالغ بر ۵۰ تا فحش میدادم😁)


خب اینم پارت بعدی
میدونم کم بود
واسه بعدی جبران میکنم🍭🎡
دیدگاه ها (۰)

My dady پارت⑨تهیونگ: خب خب؟! لی گیهو:قـ...قربان.... تهیونگ: ...

My life star 🌟 Part:¹``ویو لیلی `` قلنج گردنم رو شکوندم به ب...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

شاگرد لوس من

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

دیدار باتو (پارت ۳)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۰ویو راوی نورا ت...

وقتی که بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط