پارت 26

ویو ا/ت
هوففف الان مجبور بودم جلوی خالش و شوهرخالش وانمود کنم دوس دخترشم(از خدات باشه زنیکه😒)
بعدم که اجوما اومد و گفت امشب مهمونیه وایییی نه یعنی قراره تو مهمونی چه اتفاقاتی بیوفته
وایی واقعاا حوصله ندارمم
خستممم خستههه
ایییی خدااااا
که یهو یکی در اتاقو زد(توجه کوک الان خونه نیست و تو شرکته)
علامت ناشناس=«
« اجازه هست بیام داخل؟
+ امم بله بفرمایید
« سلام خانم من خدمتکار مخصوص مهمونی هام و الان هم برای مهمونی امشب لباستونو اوردم
+لباسمو؟
« بله لباسی که ارباب براتون گرفتن بفرمایید(دادن لباس)
+ مرسی
« وقتی اماده شدید هم چند تا میکاپ ارتیست اینا هم میان
+ باشه ممنون

ویو ا/ت
لباسو نگاه کردم یه لباس قرمز و خیلی خوشگل بود از حق نگذریم واقعا کوک خوش سلیقست ولی خب این همه چیز واسه چیه اخهه نمیفهمم بابا خب یع مهمونی سادست دیگه
بگذریم من برم اماده شم

خب خب بعد مدت ها برگشتم🥳
ببخشید این چند وقت نتونستم بزارم حالم خوب نبود مریض شده بودم ولی الان بهترم😊
راستی لایک و کامنتم یادتون نره خوشگلا❤️
دیدگاه ها (۱۰)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

بفرمایید این هم از پارت ۵ رومان رویا دنبال کن تا بقیه رمان و...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

مافیای من

نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۵_____________________✨🌝✨____...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط