ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.






#اسمم را کنار اسم همه آنها که
دوستشان دارم می نویسم
حتا کنار #تو
کنار #باران
کنار #انار
کنار #ماه
بعد حرف به حرف
#آرام آرام
خطش می زنم
هیچ #اتفاقی نمی افتد
.
نه تو #آستین ات خیس می شود
نه #باران به آسمان بر می گردد و
نه ماه از #برکه جا می ماند
و نه #انار دلش خون می‌شود ...

می بینی
#مرگ هیچ شاخه ای را نمی جنباند ...✍️🏻📷

#شهره_عابد



#آرامکده

#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۲/۱۰/۱۹. ⏰️۱۸:۰۱


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴۱ تهیونگ چند دقیقه بود از دور به لینا نگاه می‌کرد.هر ب...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

چند پارتی

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بــیــســتــم 𓆪 🖤🥀درِ اصلی با صدای بلندی باز ...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 36چند روز از برگشتن ویولت و هوسوک به...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۹ | سلیطه درون آ...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط