ولی اون فقط یه بوس میخواستتت...(تکپارتی)

چانگبین در حالی که تظاهر می‌کرد دنبال کنترل تلویزیونه، با سنجاق نگاهش رو به هدفش قفل کرده بود...
جونگین روی مبل نشسته بود و آروم... همون طوری که هدفون داخل گوشش بود اهنگ گوش میداد...
چانگبین خیلی شیک نزدیک شد، خم شد به سمتش:
(جونگیناااا، یه لحظه فقط یه لحظه بذار لپتو ببوسم، بعدش قول می‌دم تا یه هفته بهت نچسبم)

جونگین بدون اینکه حتی سرش رو بلند کنه، خیلی آرام گفت:
(ولی تو دیروز هم همین رو گفتی...)

چانگبین لبخند زد، بهش نزدیک تر شد و با لحن مظلوم گفت:( آخه لپات خیلیی خوشمزه ست... مزه هلو میدن...)

جونگین سرش رو بلند کرد، با جدیت تمام گفت:
(هیونگ... به اندازه کافی گذاشتم لپمو گاز بگیری... میدونی که من هیچوقت اجازه نمیدم... این باری هم که اجازه میدادم فقط بخاطر این بود که تو بازی بهت باختم...)

چانگبین نیشخند زد و زیر لب گفت:
(تو هر چی بگی، من یه راهی پیدا میکنم لپتو گاز بگیرم...)

جونگین خیلی آرام لبخند زد:
(دوباره لپم رو گاز بگیری؟[کمی مکث کرد] هیونگ... تو آسون ترین کاری که میتونی بکنی اینکه یه کوفتی تنت کنی و مثل گوریل تو خونه نگردی... بعد اون وقت میخوای لپمو دوباره گاز بگیری؟ کار سخت تر از این پیدا نکردی؟؟)

چانگبین ناامید نشد. یه قدم دیگه جلو اومد، با انگشت اشاره کرد سمت لپ جونگین:
(فقط یه گاز کوچیکک)
جونگین بدون هیچ هشدار قبلی بالش رو برداشت و با تمام قدرتش اونو کوبوند تو صورت چانگبین...

چانگبین عقب رفت، دستش رو روی دماغش گذاشت و با صدای گرفته گفت:
(جونگیناااا... سعی کن بعدا بجای خشونت، راه های بهتری برای ابراز علاقه پیدا کنی...)

جونگین بهش نگاه کرد، جدی ولی خونسرد گفت:
(نه، من صلح رو انتخاب کردم، خشونت فقط راه رسیدن بهش بود)
چانگبین زد زیر خنده...
جونگین همون طور که دوباره داشت هدفون رو روی گوشش میزاشت به ارومی گفت:
(هیونگ اگه دوباره مزاحمم بشی...)
ادامه جملش رو با داد بلندی کامل کرد:
(مطمئنم باش کارتو بی جواب نمیزارم)
و اخم کیوتی رو به هیونگش کرد و بعد روش رو از هیونگش گرفت...


(چانگبین مظلوم😂)


#استریکیدز#بنگچان#لینو#چانگبین#هیونجین#جیسونگ#فلیکس#سونگمین#جونگین
دیدگاه ها (۹)

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

(وقتی دعواتون. میشه و مست میکنه و...)

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

Why Did I Fall in Love with You?P¹⁴ | ویو خونهچند ثانیه بعد،...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

تکپارتی تهیونگ

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

ا.ت: لطفا تکون نخور..زخمت باز میشه. باید استراحت کنی!جونگین:...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔 🎧🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این یکی رو فقط برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط