رمان غریبه ی اشنا

p³⁸

م ته : اینا چشونه ؟!
پ ته : فک کنم دیوونن
ته : ا...آت دیگه خسته شدم ول کن
ات : دیگه نمیگی؟!
ته : اوک ....حالا ندو الان کوچولو داره اینور اونور پرت میشه
ات : ته میکش..(هردو متوجه پدر و مادر ته میشن)
پ ته : جان؟!
م ته : درست شنیدم؟!
ته : ببخشید چیو؟!
پ ته : نوه؟!کوچولو؟!
ات : ن...
ته : اره (با پررویی تامام😐)
ات : با حرص بهش نگاه کردم که منو مث ی عروسک انداخت رو دوشش و برد تو اتاق و گذاشتم روی تخت و لباش و گذاشت روی لبام...
ته : نظرت چیه چند هفته بعد ی آزمایش بدیم؟!...
ات : میگم حامله ام(دهنش رو میگیره)
ته : چی؟!(خنده)
ات : ....
دیدگاه ها (۱)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۴| پیام صبحگاهی م...

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

کپشننننن🛐🛐🛐دوردونه سکسی🤤🔞پارت چهار پیدات میکنم دیگه نمیزارم ...

پارت بعدی 🎀***شب شده بود و همه دوباره توی پذیرایی جمع شده بو...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇7ویو هویج: جیمین تبدیل به ظاهر خفاشش شد...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

شاگرد لوس منپارت 25با نهایت سرعت به طرف اتاق بهداشت که سالن ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط