با تو! همیشه پارت ۱

سلاااام به نارگلای خودم امیدوارم که چطورتون عالییی باشه زی زی هستم اومدم با یه چند پارتی درخواستی از فیری خب این شما میا هست و شماهم فرفره گردون هستیند
بفرمایید چاییی ☕🫖
بزن بریم:

باشگاه بی‌بلید تقریباً خلوت شده بود.

صدای چرخش فرفره‌ها از سالن اصلی می‌اومد و نورهای سقف یکی‌یکی خاموش می‌شدن. میا کنار دیوار ایستاده بود و دست‌هاشو روی سینه‌اش گذاشته بود.

فیری هنوز داشت تمرین می‌کرد.

میا: فیری... تو هنوز تموم نکردی؟

فیری بدون اینکه نگاهش کنه، فرفره رو دوباره داخل لانچر گذاشت.

فیری: فقط یه دست دیگه.

میا: اینو پنج دست پیشم گفتی.

فیری: این یکی واقعاً آخریه.

میا زیر لب خندید.

میا: آره، معلومه. آخریِ آخریِ آخری.

فیری فرفره رو پرتاب کرد.

فرفره با سرعت داخل استادیوم چرخید و صدای برخوردش با دیواره‌ها توی سالن پیچید. فیری با دقت نگاهش می‌کرد، اما حواسش نصفه‌نیمه پیش میا بود.

میا: حواست به بازی باشه.

فیری: هست.

میا: پس چرا هی منو نگاه می‌کنی؟

فیری برای لحظه‌ای مکث کرد.

فیری: چون تو اینجایی.

میا چند ثانیه ساکت موند و بعد لبخند کوچیکی زد.

میا: خب؟

فیری: خب... تمرکز کردن سخته.

میا: تقصیر من نیست که.

فیری: دقیقاً تقصیر توئه.

میا خندید و جلو رفت.

فرفره بالاخره سرعتش کم شد و ایستاد.

میا: باختی.

فیری: خود فرفره مشکل داشت.

میا: بهونه‌ی همیشگی.

فیری فرفره رو برداشت و نزدیک میا شد.

فیری: حالا که تمرین تموم شد...

میا: بالاخره.

فیری: بریم؟

میا: کجا؟

فیری: یه جایی که هیچ فرفره‌ای وجود نداشته باشه.

میا: تو پنج دقیقه هم بدون فرفره دوام نمیاری.

فیری: شاید.

بعد لبخند زد.

فیری: ولی با تو امتحانش می‌کنم.

میا آروم دستش رو گرفت.

میا: پس بیا بریم، قهرمان.

فیری: فقط به یه شرط.

میا: چی؟

فیری: فردا دوباره باهام تمرین می‌کنی.

میا: فکر کردم گفتی بدون فرفره هم می‌تونی دوام بیاری!

فیری: گفتم امتحان می‌کنم. نگفتم موفق می‌شم.

میا خندید و همراهش از سالن بیرون رفت.
دیدگاه ها (۰)

ریاکشن

رز آبی پارت ۲۲

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۱

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۱

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕 🎧🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اولین نفری بودی ...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

بازی با آتیش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط