رز آبی پارت ۲۲

کایزر: «قبول.»

تمرین شروع شد.

این بار هدف فقط بردن نبود.

ایگو می‌خواست ببیند میا و کایزر چقدر می‌توانند بدون توضیح دادن به یکدیگر، حرکات هم را بفهمند.

کایزر توپ را گرفت.

میا از سمت چپ حرکت کرد.

کایزر بدون اینکه سرش را کامل بچرخاند، پاس بلندی فرستاد.

میا دقیقاً همان‌جا بود.

توپ را کنترل کرد.

یک مدافع روبه‌رویش قرار گرفت.

میا مکث کرد.

کایزر از پشت سرش حرکت کرد.

میا توپ را به عقب پاس داد.

کایزر گرفت.

شوت!

گل.

میا طبق عادتش یک تعظیم کوچک کرد.

کایزر خندید.

کایزر: «حتی توی تمرین هم اون حرکت رو انجام میدی؟»

میا: «قول دادم بعد هر گل انجامش بدم.»

کایزر: «قانون عجیبیه.»

میا: «امضای منه.»

کایزر: «پس حفظش کن.»

میا لبخند زد.

از کنار زمین، رین همه‌چیز را نگاه می‌کرد.

ایساگی کنار او ایستاد.

ایساگی: «میا و کایزر خیلی خوب هماهنگ می‌شن.»

رین: «چون تمرین کردن.»

ایساگی: «تو هم می‌تونستی شریک تمرینیش باشی.»

رین: «اون خودش انتخاب کرد.»

ایساگی لبخند زد.

ایساگی: «ظاهراً از کایزر راضیه.»

رین نگاه تندی به او انداخت.

رین: «تو چرا اینقدر درباره‌ی خواهر من حرف می‌زنی؟»

ایساگی کمی جا خورد.

ایساگی: «فقط درباره‌ی فوتبالش حرف می‌زنم.»

(دلم برای ایساگی سوخت

ایساگی:تقصیر توئه

زی زی :من چیکارم؟

ایساگی:نویسنده تویی

زی زی:اوه...آره .... شرمنده)
دیدگاه ها (۰)

بازی با آتیش

سناریو قفل آبی

با تو! همیشه پارت ۱

اگه دوست پسرمون باشن

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

سناریو

سورا و رین

💋فیلیکس و می سان 💋

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(دوشنبه__ ۱۰:۲۳ د...

*^.قانون خشونت.*^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط