پارت 21

پارت 21


ویو جونگکوک
اون پیرزن گفت ات تویه خطره باید مواظبش باشم. رفتم دنبال ات دیدم صورتش سخمی هس لباساش داغونه بخاطر اون اتفاقات براش نگران بودم باید میبردمش عمارت خودم باید ازش مراقبت کنم

پرش زمانی عمارت جونگکوک
ات: عجب عمارتی.. خیلی خشگله
جونگکوک: مرسی


بچها من یه چند روزی نیستم
#فیک_جونگکوک
دیدگاه ها (۹)

part ⁸ویو شوعرممم👈🏻👉🏻🎀:بعد از اینکه خانواده ها رو تونستیم گو...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:12 ویو روای [یونسو و‌لارا ...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

به زیباییه مشکی

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴³ویو: جونگ‌کوکماشین جلوی بیمارستا...

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

part 2

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط