قلب سیاه یک خون اشام.
قلب سیاه یک خون اشام.
pt 1
از زبان ا/ت
سلام من ا/ت هستم 18 سالمه
من توی خونه خاله ام زندگی میکنم چون مادر پدرم رو تو بچگی از دست دادم. نمیدونم چطوری این اتفاق افتاد و من هیچی از.بچگیم یادم نمیاد.
شاید شما فکر کنید که من توی خونه خالم خیلی خوشحال زندگی میکنم ولی اینجوری نیست خالم منو فقط و فقط برای یه چیز نگه داشته اونم اینکه من کع بزرگ تر شدم به یه مرد پولدار بده
حداقل باهام درست هم برخورد نمیکنه من توی اون خونه مث یه خدمتکارم
من زیاد بیرون نمیرم تنها ازادیم مدرسه و رفت و برگشت از سر کار یا کار پاره وقتمه
صبحی ساعت 5:30بیدار شدم و رفتم طرف اشپزخونه تا صبحانه درست کنم یخچال و باز کردم توش هیچی نبود جز دوتا تخم مرغ مجبور شدم همون دوتا تخم مرغ رو درست کنم
ساعت 6خالم بیدار شد و اومد دعوام کرد کع این چیه درست کردم
ا/ت:خاله اخه فقط همینا بود یخچال خالی...
خاله:چرا خالیه چرا؟؟ مگه دیروز پول کار هاتو نگرفتی ها؟ چرا با اون پولا یه چیز خوردنی نگرفتی ها؟
ا/ت:بهم گفتن کع پول پیششون ندارن برای همین یه هفته دیگه پولمو میدن
خاله:بهم سیلی زد و گفت تو یه دختر احمقی یه دختر کصخل و بدرد نخور چرا اینقدر تو خنگی اونا دارن بهت دروغ میگن بدبخت عقب مونده
رفت و نشت و همینجوری کع داشت میخورد منو هم نصیحت میکرد
غذاش رو خرد و رفت خوابید منم رفتم سراغ مدرسه
ا/ت:دیگه منم برم مدرسه ک. کفشام کو؟
اها اینجاس کفشامو پوشیدم و رفتم سراغ مدرسه
چطوره؟ نظر بدین
ممنون میشم اگه حمایت کنید😊
pt 1
از زبان ا/ت
سلام من ا/ت هستم 18 سالمه
من توی خونه خاله ام زندگی میکنم چون مادر پدرم رو تو بچگی از دست دادم. نمیدونم چطوری این اتفاق افتاد و من هیچی از.بچگیم یادم نمیاد.
شاید شما فکر کنید که من توی خونه خالم خیلی خوشحال زندگی میکنم ولی اینجوری نیست خالم منو فقط و فقط برای یه چیز نگه داشته اونم اینکه من کع بزرگ تر شدم به یه مرد پولدار بده
حداقل باهام درست هم برخورد نمیکنه من توی اون خونه مث یه خدمتکارم
من زیاد بیرون نمیرم تنها ازادیم مدرسه و رفت و برگشت از سر کار یا کار پاره وقتمه
صبحی ساعت 5:30بیدار شدم و رفتم طرف اشپزخونه تا صبحانه درست کنم یخچال و باز کردم توش هیچی نبود جز دوتا تخم مرغ مجبور شدم همون دوتا تخم مرغ رو درست کنم
ساعت 6خالم بیدار شد و اومد دعوام کرد کع این چیه درست کردم
ا/ت:خاله اخه فقط همینا بود یخچال خالی...
خاله:چرا خالیه چرا؟؟ مگه دیروز پول کار هاتو نگرفتی ها؟ چرا با اون پولا یه چیز خوردنی نگرفتی ها؟
ا/ت:بهم گفتن کع پول پیششون ندارن برای همین یه هفته دیگه پولمو میدن
خاله:بهم سیلی زد و گفت تو یه دختر احمقی یه دختر کصخل و بدرد نخور چرا اینقدر تو خنگی اونا دارن بهت دروغ میگن بدبخت عقب مونده
رفت و نشت و همینجوری کع داشت میخورد منو هم نصیحت میکرد
غذاش رو خرد و رفت خوابید منم رفتم سراغ مدرسه
ا/ت:دیگه منم برم مدرسه ک. کفشام کو؟
اها اینجاس کفشامو پوشیدم و رفتم سراغ مدرسه
چطوره؟ نظر بدین
ممنون میشم اگه حمایت کنید😊
- ۱۶.۲k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط