{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-زنی با تار تنهایی ؛

-زنی با تار تنهایی ؛
لباس تور می بافد .

زنی در کنج تاریکی ؛
نماز نور می خواند.

زنی خو کرده با زنجیر ،
زنی مانوس با زندان .
تمام سهم او اینست ؛
نگاه سرد زندانبان....
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

پارت بیست و یکم

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p94شب، جنگل رو بلعیده بود.نور چراغ جلوی ...

💙آدم‌ها خواسته نشدن را زود می‌فهمند.در آن نگاهِ پرسشگرِ اولی...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط