{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☘️در یه روز عادی اگه تعطیل نباشد چون

☘️در یه روز عادی اگه تعطیل نباشد چون

سحر خیز نیستم ،صبح ساعت نه بیدار میشوم

بعد با کمی این پهلو به پهلو شدن توی رختخواب بلند می شوم

یه آبی به صورتم میزنم و چون معمولاً صبحانه رو خودم آماده میکنم ، مقدمات یه صبحانه ای مفصل رو که با خورنش کلی انرژی کسب کنم واسه کارام رو مهیا میکنم..

تقریبا ساعت ده صبح بطرف اتاق کارم میروم و روی صندلی و پشت میز میشینم . وشروع میکنم به کار، سنگهای فیروزه ای که شب پیش آنها را جدا کردم برای قسمتهای مختلفی که روی ظروف مسی بچسبانم .اغلب اوقات کار بر روی هر ظرفی بخاطر ظرافتی که توی کار است ،دوساعت طول می کشد تا ظرف تمام شود و حین کار چون چسب مخصوص به ظروف مسی نباید خشک شود تا پایان چسباندن سنگها فیروزه ای به روی ظرف مسی ،نمی شود دست از کار کشیدواستراحت کرد
بعد از اینکه کارم تموم شد، کنار خانواده ناهار می خورم،
عصر ،یه استراحت کوتاه و چک کردن گوشی همراهم
بعد یه برنامه ریزی واسه کارهای که روز بعد باید انجام بدم آماده میکنم .
بعد ازخوردن شام، خودم رو با خوندن کتاب یا موسیقی گوش دادن یا دیدن تلویزیون سرگرم میکنم ،تا خوابم ببرد☘️

https://wisgoon.com/afsane_h

❤️پ.ن:متن از دوست عزیزم افسانه جان....با توجه به اسلاید دوم...انجمن نویسندگان پرواز ❤️

#انجمن_نویسندگان_پرواز
#افسانه
دیدگاه ها (۱۷)

پارت ۶

part 57& داداش نمیخواین بگین کجا میریم؟تهیونگ« بیا کوچولو»ته...

part : 38chapter : 2نمیخواستم حالشو بدتر کنم+ چرا اونجا وایس...

پارت ۱۲: سکوتِ صبحگاهی و نگاه‌های خیرهبا آرامشی که مدت‌ها بو...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

رمان انفجار و امید

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط