یک نفر آمدصدایم کرد و رفت

یک نفر آمدصدایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کردو رفتـ
نوبت تلخ رفاقت که رسید ناگهان تنهام گذاشت روزهایم را دلتنگ کرد رفت 🖤😔💔
دیدگاه ها (۹)

راز خون پارت سوم

پارت دوم/

🌾 ضرب‌المثل: آسیاب به نوبتمعنی: هر کاری زمان و نوبت خودش را ...

p3نامجون لباس پوشید و کم کم اماده شد و میخواست بره دنبال اهی...

وارث خاموش قصر پارت دو

𝖕𝖆𝖗𝖙8جیمین او را در راهروی پشتی گیر آورد. همان راهرویی که او...

قسمت بیست و پنج

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

گاهی وقتها هم که اعلامیه جدیدی از امام می‌رسید، با همان طلبه...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط