در چشم تو دیدم غم پنهان شدہ ات را

در چشم تو دیدم غم پنهان شدہ ات را

پنهان نڪن احساس نمایان شدہ ات را

یا دست بر این قلب پریشان شدہ بگذار

یا جمع ڪن آن موے پریشان شدہ ات را

جز شانہ ے پر مهر تو ڪو شاخہ ے امنے؟

گنجشڪ ڪم و بیش هراسان شدہ ات را

گاهے بہ نگاهے شدہ یڪ پنجرہ وا ڪن

این عاشق پابند خیابان شدہ ات را

از هر چہ بہ جز چشم تو ڪافر شدہ این مرد

آغوش گشا تازہ مسلمان شدہ ات را
دیدگاه ها (۵)

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

lost leaves/رمان جیمین

چند روز بعد، تهیونگ تصمیم گرفت روش جدیدی امتحان کند.این بار ...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

Like swan🦢#like_swan PT 18 ویو هویجی: خونه ی نامجون: شباومی ...

مافیای من — قسمت ۲۰حقیقتی که نباید می‌فهمیدات همان‌جا ایستاد...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

dark life = 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط