{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

lost leaves/رمان جیمین

برگ های گمشده🍂
پارت ۱

*...چی؟... چطور؟... منظورت، چیه؟...یعنی همه اش غیر ممکنه؟

---

🌫️ ۲ سال قبل

---

ات، با چشمانی که پشتِ عینکِ آفتابیِ مشکی، پنهان شده بود، به آینه‌ی ماشین، نگاه کرد.
لباسِ مشکی، کفشهایِ براق، و یک کیفِ کوچک—همه‌چیز، آماده‌یِ یک سفرِ طولانی، بود.

با صدایی که نه گرم بود، نه سرد—فقط محکم—گفت:
*...رزالی، این کیف و چمدون‌ها رو، بزار، تویِ صندوقِ عقب...

خدمتکار، با سریِ خم شده، گفت:
«...چشم، خانم...»

ات، با نگاهی که به راننده، دوخته شده بود، گفت:
*...ویلیام، ماشین رو، ببر، سمتِ راست...

راننده، با لحنی که پر از احترام بود، گفت:
«...بله، خانم...»

و بعد، با نگاهی که به اطراف، چرخید، با خودش، زمزمه کرد
*...کفشهایِ براق و مشکی، شلوارِ پارچه‌ایِ مشکی، کتِ مشکی، و عینک... تمام... من، میرم...

همه، با نگاهی که می‌گفت «خانم، مراقبِ خودتون، باشین»، بهش، نگاه کردن.

تقققق...
درِ ماشین، بسته شد.

---

🌆 هوا، کمکم، تاریک، میشد...

دینگگگگگ... دینگگگگ...
گوشی، زنگ خورد.

ات، با نگاهی که به صفحه‌ی گوشی، دوخته شده بود، با صدایی که کمی خسته به نظر میرسید گفت
*...الو...؟

+...

ات، با لبخندی که زیرِ لبش، پنهون بود، گفت
*...خیلی، نمونده ...تو راهم...

+...

*...دوستِ گرامی تو راهم، دارم، میام...

+...

*...باش... باش... شوگا... الو... الو... انتن... ال... ال...

بیب بیب بیب...
گوشی رو قطع کرد.

ات، با چشمانی که به جاده‌ی پیشِ رو، دوخته شده بود، با خودش، زمزمه کرد
*...خیلی، حرف، میزنه...

بمانید در خماری...
شرایط پارت بعد
فالو ۱ الی ۲
لایک ۳
بازنشر ۱ الی ۲
کامنت هر چی عشقت میکشه
🌆🌌🌃
بچه ها برای شروع سال تحصیلی میخوام کفش بگیرم...میخواستم ال استار بگیرم،ولی چون که میگن کف کفش صافه و باعث پا درد میشه نگرفتم...به نظرتون کدوم برند کفش خوبه؟😅
دیدگاه ها (۰)

lost leaves/ معرفی رمان جیمین

the final act of love/چندپارتی

رمان تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط