گفتم:نگرانتیم،انقدرموقع‌اذان‌توی‌

گفتم:نگرانتیم،انقدرموقع‌اذان‌توی‌
جاده‌نزن‌کنار!
چنددقیقه‌دیرتر#نماز بخونی
چی‌میشه؟!
افتادی‌دست‌کوموله‌ها‌چی؟!
خندید؛
گفت:تمام‌جنگ‌مابخاطرهمین
«نمازه»،تمامِ‌ارزش‌نمازم‌توی‌اول
وقت‌خوندنشه..♥️!

( شهیدمهدی‌زین‌الدین )
دیدگاه ها (۰)

ددی خون آشام من

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت دهم | نشانه های خون اشامییونگی فوراً به...

مهمونی خطرناکپارت=27ویو اتباورم نمیشد بابام بالاخره قبول کرد...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

The Boy Who Stole Me From DeathPart 3 رزا چند لحظه فقط به نا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط