تـــو نمــی دانی وقتــی

تـــو نمــی دانی وقتــی
چشمـانت غمـگینند

وقتـــی صـدایت آهنــگ همیشــگی اش را نـدارد

گـاه که غـم عالـــم در دلت جــای میگیرد

از همـه ی دنیـا گــرفته است
چـه دردی میکشم

میخــواهم یکباره تمـــام هستی را به آتش بکشــم

تمـام دنیــا را بـر هـم ریـزم
تــو چه میدانی

چــه دردی دارد
غــم چشمــانت را دیـدن!
دیدگاه ها (۶)

وقتی به دنیا می‌آییم،اذان در گوشمان می‌خوانند؛و آن‌گاه که از...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮     ♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡        پارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط